صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
خداوندا فرشتگان بر من سجده کردند و انکه سجده نکرد از درگاهت ترد گرديد. خداوندا خود را رازدار من کردي تا راحت بتوانم با تو صحبت کنم و درد دلم را به تو بگويم. خداوندا دوستت دارم اما چه کنم که دلم گرفته و تو جوابي به من نمي دهي . خداوندا زماني که از دنيا سير مي شوم کمکم کن تا از راه حق دور نشوم. خداوندا نديدمت ولي باز هم دوستت دارم چون تا الان پرده پوش رازهاي من و گناهان من بودي. خداوندا چقدر تحمل داري چقدر صبر داري. خداوندا تو که آگه بودي من گناهکار و بد بخت و بيچاره مي شوم پس چرا من را آفريدي. خداوندا کفرت نمي گويم و مي دانم که اين همه رنج و سختي براي آزمايش صبر و طاقت من بوده. خداوندا انسان طاقت دوري طاقت سختي را ندارد. خداوندا دلم گرفته دلم مي سوزد از نامردي هاي روزگار از پرپرشدن گلها . خداوندا کمکم کن تا از اين همه آزمايش سربلند بيرون آيم. خداوندا من طاقت سختي و دوري را ندارم . خداوندا امتحانم نکن چون مي دانم سربلند بيرون نمي آيم. خداوندا اگر امتحانم کردي کمکم کن تا سربلند باشم. *** خدا جون دوستت دارم خيلي زياد چاكرتم به مولا*** + نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387 3:27 توسط سحرناز خانوم |
بيرون تگرگ ميباره. از اون شبهاست که دلم مي خواد پشت پنجره? كنار شومينه با يه بطري شراب بشينم و داريوش بخونه و من به ياور هميشه مؤمنم فکر کنم و تا خود صبح قليون بکشم. خسته ام. جسمي? روحي? رواني. خيلي خسته ام سهم من گردش حزنآلودي در باغ خاطرههاست ... + نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387 2:50 توسط سحرناز خانوم |
|