صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
مرگ اونقدر ها که ما آدمها سياهش کرديم زشت نيست. راستش تو اين چند روز جز لباس تن خودم و ديگران چيز ديگري سياه نبود. تا حالا مرگ رو حس نکرده بودم. هميشه شنيده بودم فلاني فوت کرد? اون يکي مرد. اما هيچوقت کسي که با من نزديک بود? نرفته بود. مرگ عجيبه? اسرار آميزه? اما به هيچ وجه سياه نيست. شايد آبيه با يه کم بنفش قاطيش? اما سياه نيست. نميدونم. شايد سهراب هم همين نظر رو داشته? چون اون هم به هيچ وجه مرگ رو سياه نديده. مرگ واسه سهراب هم يه جور ديگه است. خيلي ظريف و من فکر مي کنم حتي تا حدي رمانتيک و عاشقانه .و شايد هم اين طرز فکر من? اثرات صدها احساس عجيب و غريب و متفاوتيه که من تو اين 10 روز دائم و لحظه به لحظه تجربه ميکنم. ونترسيم از مرگ ... + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 15:35 توسط سحرناز خانوم |
|