صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
ترا با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا کردم تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت مثه مردن ميمونه دل بريدن ولي دل بستن آسونه شقايق شقايق درد من يكي دوتا نيست آخه درد من از بيگانهها نيست كسي خشكيده خون من رو دستاش كه حتي يك نفس از من جدا نيست شقايق آي شقايق گل هميشه عاشق شقايق اينجا من خيلي غريبم آخه اينجا كسي عاشق نميشه اسير قفل سنگين سكوته لبي كه قصه گو بوده هميشه شقايق آخرين عاشق تو بودي تو مردي و پس از تو عاشقي مرد تو را آخر سراب عشق و حسرت ته گلخونههاي بي كسي برد شقايق آي شقايق گل هميشه عاشق دويدم و دويدم و دويدم به شهراي پر از قصه رسيدم گره زد سرنوشتامونو تقدير ولي ما عاقبت از هم بريديم شقايق جاي تو دشت خدا بود نه تو گلدون نه توي قصهها بود حالا از تو فقط اين مونده باقي كه سالار تموم عاشقايي شقايق آي شقايق گل هميشه عاشق + نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384 0:43 توسط سحرناز خانوم |
|