سلام دوستان . اين بار اومدم از شما دوستان گلم خواهشي بكنم . ازتون مي خوام هر كسي كه اين وبو مي بينه نظرش رو در مورد عشق بگه . مي خوام عشق رو از ديدگاه دخترها و پسرهاي مملكتمون بدونم . دوست دارم بدونم ديدگاه دوستان گلم اتز عشق چجوريه . بعد همه نظراتي كه در مورد عشق دادين با اسم خودتون مي ذارمش توي همين وب لاگ . پس من منتظر نظراتي گوهربارتون در مورد عشق هستم . البته خودمم نظرم رو توي همين نظرات در مورد عشق توي همين قسمت مي ذارم كه هر كسي اومد كه نظر بده در اين مورد . نظر من رو هم ببينه . پس من منتظرم . منو در انتار نذارينا . باي
+
نوشته شده در شنبه نهم مهر 1384 15:27 توسط سحرناز خانوم
|
X
وقتي خداي آسمونها بنده هاشو مي آفريد با قلم بلور مهر و محبت با جوهر طلايي رنگ مي نوشت روي پيشونيها قصه خوب سرنوشت . وقتي نوبتم رسيد خداي آسمونها ديد بلور نوك قلم شكست . كفتر نوك طلا از مرغ غم يه پر گرفت نوشت روي پيشوني من قصه تلخ سرنوشت